كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
660
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
را حاكم آن موضع گردانيد و شيخ ميكائيل را به ضبط نهاوند بازداشت و موكب همايون به خرّمآباد آمده ملك عزّ الدين گريخته بود . آن حضرت جمعى به محاصرهء قلعه گذاشته اميرزاده عمر شيخ را به طلب ملك عزّ الدين فرستاد . كسى از او اثر و خبر نيافت و اكثر قلاع و مردم كوه و صحرا را مسخر و مطيع ساخته خبث وجود قطّاع الطريق را به آب تيغ از لوح هستى فروشست . بيت به آب تيغ شست از لوح گيتى * غبار فتنهانگيزان بىباك و ركاب ظفر انتساب از خرّمآباد خرّم و شاد نهضت نموده عازم تستر شد و اميرزاده عمر شيخ در آب زال پيش صاحبقران گيتىستان آمد . ذكر عزيمت حضرت صاحبقران به جانب ششتر و خوزستان حضرت صاحبقران از سلطانيه عازم بغداد شده در ولايت كردستان آن عزيمت فسخ نموده قصد ششتر فرمود و اميرزاده عمر شيخ از دست راست متوجه حويزه شد و در آن راه كسى را از مخالفان مجال توقّف نماند و اسلام كه از قبل شاه منصور حاكم حويزه بود قلعه و شهرها بازگذاشت و اميرزاده عمر شيخ پيش راه درآمده او را گرفت و اميرزاده اميرانشاه كه در موضع شهريار به موجب حكم توقّف نموده بود كه آغروق از استراباد رسد ، از آنجا ايلغار كرده و به در كاشان راند و ملوك سبزوارى كه از بيم سپاه منصور [ از خراسان گريخته از قبل شاه منصور ] « 1 » داروغهء كاشان بود ، چون از وصول شاهزاده خبر يافت از راه عجز امان طلبيده به خدمت شتافت و شاهزاده او را خلعت امان پوشيده به جانب آغرق معاودت فرمود و حضرت صاحبقران به دزفول آمد « 2 » و شرح دزفول و شمار بيست و هشت طاق و
--> ( 1 ) . ك ندارد . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ف : « شب شانزدهم به سعادت سوار شد و چاشتگاه از پل دزفول گذشته در اندرون دزفول نزول فرمود . ظفرنامه » ر ك ص 421